ترانه
Just one look in your eyes and I'm in بنام معبود پاييز و عشق و دلبستگي...... ديروز دوستيمونو را بيش از غرورش دوست داشت و امروز صداقت در دوستي چون کمي دشواره غرورش را بيش از من دوست داره .... اون صحبت از امروز آمده عاشقي و فرداي نيامده فارغيست باورم شده . نمي دونم چرا کسي که چند روزه طولاني بهار با يک لحن آروم نقره اي مي گفت دوستت دارم ناگهان نامشو در عالم بيگانگي جا گذاشت و چرا زودتر از رسم هميشه از دستم رنجيد و تمام حرفهاشو پشت ( تو را به خدا فراموشم کن ) جا گذاشت و بي پرده گفت آنچه را که نبايد ميگفت . نميدونم کسي که با لطيف ترين احساساتش دست نخورده ترين شيشه هاي دوردست روياهاي دلمو لرزوند چرا منو به جرم عاشقي متهم کرد . نمي دونم چرا باور کردم که همه چيز اولش خوب است دوستي عشق زندگي اميد همه چي اولش خوبه دليلشو نميخوام بگم ..... فقط ميخوام بپرسم فرق بين دوست داشتن و عشق ؟ و فرق بين عشق و عادت چيه ؟ اينو ميدونم مثل فرق پاييز و تابستونه ... اينو ميدونم که همچنان که نيمي از دوست داشتن به شهامت گفتنش نيمه ديگش به شهامت اعتراف به بي بهونه رفتنه.... افسوس که ما هميشه آمدنمون رو جار ميزنيم و رفتنمون رو پنهان ميکنيم تا دلمون هم پيش کسي باشه که ترکش ميکنيم و هم پيش کسي باشه که به نزدش ميرويم تا اون اولي خبري از ماندن تکه هاي دلمون پيش ديگري رو نداشته باشد. به خدا عشق و حتي دوستي معامله بدي که تو اون احساستو و قلب مهربونتو به هيچ قيمتي ميبخشي درآخر سرهم چيزي بنام اعتماد را از تو ميگيرند..چيکار ميتوني بکني اگه بخواي حقيقت رو بنويسي نامه سرنوشتت خوشتر از اين نمي شه خستت نکنم حرف از تمام کردن نبود حرف از علت تمام کردن .. باز هم ديگه مهم نيست من علتشو آخر سر بهت ميگم . ( برگ ازشاخه خسته ميشود .......و پاييز فقط يک بهانه بود..) فقط همين !!!!!!۱۸/۹/۸۴شب يک جمعه سياه گل شب بو ديگه شب بو نميده كي گل شب بو رو از شاخه چيده اگه باد از سره زلف تو نگذره من ميرم گم ميشم تو جنگل خواب گل گلدون من ، ماه ايوونه من از تو تنها شدم چو ماهي از آب آسمون آبي ميشه اما گل خورشيد رو شاخه هايه بيد دلش ميگيره دره مهتابي ميشه ، اما گل مهتاب از بركه هاي خواب بالا نميره تو كه دست تكون ميدي ، به ستاره جون ميدي مي شكفه گل از گل باد وقتي چشمات هم مياد ، دو ستاره كم مياد!!!! ميسوزه شقايق از داغ گل گلدون من ، ماه ايوونه من از تو تنها شدم چو ماهي از آب گل هر آرزو ، رفته از رنگ و بو من شدم رودخونه دلم يه مرداب ۲۷/۳/۸۳ در گوشه به گوشه اتاقم يادگاري هايت را مي جويم و با عطر هر کدام مسافر روزهاي خوش گذشته مي شوم…. ..... دفترم را مي گشايم: << آخرين برگ دفتر هم همچون تمام روزهاي گذشته به ياد تو ورق مي خورد... تا چند دقيقه ديگر اين دفتر نيم گشوده هم براي هميشه بسته مي شود. تو مي روي تا به خاطرات بپيوندي و من مي مانم تا دوباره ساخته شوم. *** تو هم مثل من واقعيت را مي دانستي. ما هر کدام در خاک سرزمين خود ريشه دوانده ايم. ما هر کدام غرق در آرزوهاي خود بزرگ شده ايم. ما هر کدام .... روياي شيرين من! واقعيت تلخ است خيلي تلخ ولي مگر مي شود يک عمر در رويا زندگي کرد؟! *** دل بکن تا دل ببرم. نگاهم نکن تا جستجويت نکنم. برو و بگذار همه دردها با من بماند. و اين آخرين است به پاس عشق! >> ..... آخرين برگ اين دفتر هم به آخر رسيد! ..... به پشت سر نگاه نکنيم دوباره شروع کنيم هر کدام از ما فصل جديدي را در دفتر تازه اي آغاز کنيم و اين دفترها ... که مي داند چه لحظه هاي نابي را در دل جاي مي دهند که مي داند شاهد چه فريادهاي خاموشي مي شوند که مي داند همدم چه تنهايي ها مي شوند اصلا که مي داند فردا چه مي شود؟! شايد که فردا بهترين روز زندگي مان باشد! ..... خداحافظ روياي شيرين من! برو خدا به همراهت. ميدانم که بي تو من نيز ديگر زنده نخواهم بود ولي ......۱۹/۳/۸۵
پله هاي متروک
از اولين نگاه تو بودي در كنار من
تنها يک نفر درچشمان تو نظاره مي کند وآن،من هستم
If you feel like leaving
اگر تو احساس مي کني که بايد مرا ترک کني
I'm not gonna make you stay
نمي خواهم توراوادارکنم که بماني
soon you'll be finding
به زودي درخواهي يافت
You can run,you can hide
تومي تواني بدوي،تو مي تواني پنهان شوي
But you can't escape my love
ليکن قادرنيستي ازعشق من،بگريزي
So if you go
پس اگر به دور دست روانه شوي
You should know
بايد بداني
It's hard to just forget the past so fast !
دشواراست که بتواني گذشته را به سرعت به فراموشي بسپاري
It was good,it was bad byt was real !
خوب بود،بد بود ليکن واقعي بود
And that's all you get in the end of the matter !
واين است همه ي آنچه تودر انتهاي ماجرا،بدست مي آوري
If I??
آيا من؟؟
I go back to the moment I kissed?
به لحظه اي بر مي گردم که برتوبوسه زدم؟
Do you goodbye?!!!!
آيا تووداع مي گويي؟!!!!!!
I can't live without you in my life
من نمي توانم بدون تو درزندگي،زنده بمانم
Now I'm left up in my lonely room!
اکنون من دراتاق تنهايي ام باقي مانده ام
From the moment,I first saw you
ازآن لحظه که اولين بار تورا نظاره کردم
Knew my heart could not be free
دل من،دانست که اسيتوخواهد شد
Had to hold you in my arms
مي خواهم تورادردستهايم بگيرم
There can never be another for me!
کس ديگري،هرگزنمي تواند براي من باشد
I'm not gonna make you stay
نمي خواهم تورا وادار کنم که بماني
If I'm goin' down it'LL be with you
As the countdown's getting closer
We were afraid of each other's hunger
اين 3 جط و تو معني شو بهم بگو...!!!
گل گلدون من شكسته در باد تو بيا تا دلم نكرده فرياد
گوشه آسمون ، پر رنگين كمون من مثل تاريكي تو مثل مهتاب
گل هر آرزو ، رفته از رنگ و بو من شدم رودخونه دلم يه مرداب
تنها که مي شوم از پله هاي متروک وخاک گرفته ي خاطراتم مي گذرم .
از نردبان خاموش خاطراتم بالا مي روم
و از چشم اندازي قديمي که هر روز از آنجا به دوردستهاي افکارم مي نگرم...به آرزوها و دلخوشي هاي جواني ام ولي همه يک مشت آه است و سکوت
هر روز در سرابي دلگيرکه تمام هستي ام را خاکستر کرد غوطه ورم چه زود گذشت مثل يک خواب بود لحظه هايي که ميتوانست برايم شادي بيافريند اما جر قطره اشکي يخ زده حاصل همه لحظه هايم شد .. مي داني؟
هنوز هم در قاب کهنه کودکيم؛سادگي دلچسب چهره ام لبخند مي زند.معصومت نگاهم پروانه وار مرا در شادي کودکانه محو مي کند .
کمي انطرف تر قامتي را مي بينم که با غرور قدم بر مي دارد.
ولي نميدانم کجاي کار م لغزيد که سرنوشتم اينگونه به يک باره رقم خورد
؛بدون انکه من بدانم!
به بالاي نردبان نگاه مي کنم..ديگر هيچ نمي بينم...گويي اسمان خالي ست و همه جا مه فرا گرفته ديگر حتي آفتاب را هم نمي بينم
شايد هم ديگر آن طرف مه چيزي نباشد و همه چيز تمام شده است
اما دوست داشم پلي باشد آن سوي نردبان که مرا به حقيقت واقعي برساند.
مي ترسم...از انتهاي راه مي ترسم.25/12/84 شب ساعت 12 بامداد
عشقي دوباره
با قلب من هميشه كمي راه آمدي
در راههاي سخت عبورم ز زندگي
تا ساحل اميد تو همراه آمدي
اي مهربانترين تپش قلب زندگي
اي قصه صبوري گل هاي عاطفه
اي امتداد آينه عشق تا ابد
اي معني تولد زيباي عاطفه
زيباتر از تولد گلهاي ارغوان
آبي تر از شكفتن روح حقايقي
دستان تست سايه صدها گل غريب
تو شرح حال سوختن شمع عاشقي
يادم نمي رود كه چه كردي براي من
گلدان آرزوي مرا آب داده اي
در سايه روشني كه پر از عطر ياس بود
من را به روي ثانيه ها تاب داده اي
پرواز كن به كشور آينه هاي پاك
شايد مرا ز بركه غم ها رها كني
شايد مرا و عاطفه را آشتي دهي
دل را به نغمه هاي وفا آشنا كني
اي شعر بي مثال نگاه و طلوع و عشق
رفتي و بي تو واژه احساس تيره شد
رفتي و چشم هاي من از كشور افق
سوي غروب سرخ و غريب تو خيره شد
غربت حضور ساكت امواج اشك هاست
رفتي و مانده خاطره هايت براي من
يادش به خير چشم تو و آسمان عشق
با رفتنت شكست دل اشك هاي من
روزي كه چشم هاي تو از مرز دل گذشت
گم شد ميان كلبه رويا بهار من
دل ها فداي چشم پر از هجرت تو شد
پيوندهاي آبي تو يادگار من
گرچه گذشت سالي و دل ها ز غم شكست
در دل غم است تا تو بيايي ستاره ام
برگرد و عطر عاطفه را با خودت بيار
در انتظار رويش عشقي دوباره ام
اي اولين حكايت بي انتها ي عشق
رفتي و بي تو نام نجابت غريب شد
بي تو به وسعت عطش سرخ لاله ها
دل مرد و سرزمين شكفتن عجيب شد
رفتي و بي تو ترجمه تلخ زندگي
در جاي جاي شهر وجودم سروده شد
رفتي و بي تو دفتر كمرنگ يك غروب
در كوچه هاي آبي چشمم گشوده شد
پيش تو عشق هجي سبز بهار بود
با رفتنت بلور غزلهاي من شكست
اي معني طراوت باران عاطفه
بي تو غمي غريب به شهر دلم نشست
در پاسخ سوال سراسر نياز من
گفتي كه چشم هاي مرا جا گذاشتي
بعد از عبور ساده خود مهربان چه زود
دل را ميان حادثه تنها گذاشتي
اين بود پاسخ تپش قلب عاشقم
اين بود پاسخ غزل سرخ انتظار
كردي دريغ از دل من يك نگاه را
اين بود رسم مهر و وفاي تو اي بهار
نورت چه شد ستاره من پرتوت كجاست
باور نمي كنم كه پس از مدتي غروب
دل را به شهر آبي ديگر سپرده اي
رفتي و بغض كرد بدون تو شهر چشم
بي تو غروب مي كند از ديده ام بهار
تا آن زمان كه بگذري از كوچه دلم .....من در حسرت نگاه تو منتظر نشسته امtaraneh232001@yahoo.comمن به انتظارت نشسته ام
گر چه پايان راه نا پيداست
من ديگر به پايان راه نمي انديشم
که همين دوست داشتن زيباست
| Design By : Night Skin |




