ترانه
خيال های حباب گونه خواب های رنگی
عطشی که فزونی می يابد
خواستن همه چيز ودرانتها
افسوس همه چيز این آن چیزی است که زندگی می نامیدش.. . دوستم داشته باش دوستم
داشته باش بادها دل تنگ اند دست ها بیهوده چشم ها بی رنگند دوستم داشته باش شهر
ها می لرزند برگ ها می سوزند یاد ها می گندند باز شو تا پرواز سبز
باش با اواز اشتی کن با رنگ عشق بازی با سازدوستم داشته باش سیب ها خشکیده یاس ها
پوسیده شیر هم ترشیده دوستم داشته باش ابرها در راهند دوستت دارم ها چه
کوتاه اند اه چه کوتاه اند دوستت خواهم داشت
بیشتر از باران گرمتر از لبخند داغ چون تابستان دوستت خواهم داشت
شادتر خواهم شد ناب تر بارور خواهم شد دوستم داشته باش برگ
را باور کن افتابی تر شو دوستم داشته باش ابرها
در راهند دوستت دارم ها اه چه کوتاه اند اه چه کوتاه اند خواب دیدم در خواب اب
ابی تر بود روز پر سوز نبود زخم شرم اور نبود خواب دیدم در تو
رود در تب می سوخت نور گیسو می بافت باغچه گل می بافت
غريزه ای بی انتها
سخن در احتیاج ما و استغنای معشوقست چه سود افسونگری ای دل که در دلدار نمیگیرد
تمام خاطراتم نمناک شده است
فقط یک آه فقط یک اشک
فقط یک بوسه با من باش
قد لبخند
قد گریه
توی این پرسه با من باش
نمیدونی تو دام چه کابوسم !!
دل من حالش خوشه
اصلا بد نیست بگیره
گاهی وقتا تنگ میشه
خیلی میترسم بمیره
| Design By : Night Skin |


