تبليغاتX
ترانه


ترانه


امشب مثل بارانم

کوله بارم خیس شده است

زیر سقف تیره آسمان

 در کنار هم بودنمان

و عشقی که دیگر وجود نداشت

و

عادتی که تکراری شده .....

همه اش به تا مویی بند شد ‍!!!!!

به چه کس تکیه کردم ؟

به کدامین عشق ؟

به وجودی که وجودم را نمیخواهد !

نمیدانم امشب

خیس بارنم

تو بگو من

بعد از این من به کدامین سایه تکیه  کنم ؟؟؟


نوشته شده در پنجشنبه 23 مهر1388ساعت 17:47 توسط solmaz | |


 تو را دوست دارم
نگاهت را ،

 کلامت را و آغوش مهربانت را
تو را دوست دارم

به اندازه تمام رنگهاي زيباي دنيا نه کم است
به اندازه تمام زيباييهاي دنيا نه باز هم کم است
 تو را به اندازه تمام دنيا دوست دارم
من تو را در تک تک ذرات وجودم لمس کردم
در هر نفسم عطرت را حس کردم
و با هر ضربان قلبم عاشقانه تو را زندگي کردم
 ديگر در پس کوچه ها خاطراتت جستويم نکن ،
 مرا نخواهي يافت
که من در تو محو شدم
 و چه درآميختن زيبايي

 

نوشته شده در شنبه 18 مهر1388ساعت 15:53 توسط solmaz | |


دوست دارم

بمیرم

در دنیایی که همه با هم غریبه اند

و کسی فریاد سکوتم را نمیشنود

وغمی که سینه ام را خنجر میکشد

خدایا بهانه رهایی من کجاست ؟؟؟؟

دوست دارم همین امشب بمیرم .



نوشته شده در یکشنبه 5 مهر1388ساعت 19:6 توسط solmaz | |


پاییز فصل بی برگی ....

نوشته شده در چهارشنبه 1 مهر1388ساعت 10:43 توسط solmaz | |


اول مهر ....

1367

دبستان عصمت

کلاس اول

خانم احمدی


نوشته شده در چهارشنبه 1 مهر1388ساعت 10:29 توسط solmaz | |


Design By : Night Skin